برخی منتظران حقیقی ظهور منجی موعود در حوادث خونبار اخیر و درگیری حاکمیت ایران و اسراییل دچار نوعی بهت و سردر گمی و بلاتکلیفی شده اند بالاخره حق با کدامیک از طرفین درگیر می باشد و ما باید از کدام طرف درگیر جانبداری و حمایت کنیم؟ در پاسخ به این پرسش بحق باید به اهداف قدرتهای استعماری دجال از ایجاد دو حاکمیت ایران و اسراییل اشاره کنیم تا حدی تکلیف منتظران در این مورد معلوم و مسخص شود . اصولا فلسفه ی ایجاد حاکمیت اسراییل از سوی بریتانیا این بود که چون یهودیان مقیم اروپا از قرون گدشته مورد ازار و اذیت برخی مسیحیان افراطی و دول مسیحی بودند و این ازار و اذیتها در اوایل و اواسط قرن بیستم با کشتار یهودیان توسط هیتلر به اوج خود رسیده بود یهودیان اروپا با ارمانی مشترک در صدد ایجاد کشور مستقل یهودی برامدند . این ارمان انها چندان نیز بیجا نبود چرا که در کتاب های مقدس انها نیز توصیه شده بود که باید یهودیان به سرزمین مقدس یعنی همان حوالی فلسطین وارد شوند و با یاری خدا پیروز می شوند. این حقیقت را نمی توان انکار کرد جرا که در قران کریم نیز در این مورد صراحت دارد انجا که می فرماید : "موسی به قوم خود گفت : ای قوم من به سرزمین مقدسی که خداوند برای شما تعیین کرده وارد شوید و اگر داخل ان شوید بدون تردید پیروز می شوید" خب می دانیم که در ادامه ی ایه می فرماید ولی یهودیان حرف پیامبر خودرا قبول نکردند و چهل سال سرگردان شدتد . خب استدلال یهودیان کنونی نیز این است که جون ما از دستور موسی پیامبر خود سرپیجی کردیم و سرگردان و اواره شدیم و درسراسر جهان پخش شدیم و اینگونه به ما در طول تاریخ ظلم می شود و علت این امر نیز بی وطن شدن ماست و اینکه سعی نکردیم در وطن موعود خود جمع شویم و حاکمیتی مستقل تشکیل دهیم و متحد و قدرتمند شویم .پس باید در قرن حاضر که شرایط سیاسی فراهم شده این کار را انجام دهیم و دولت مستقل یهودی در سرزمین پدری خویش ایحاد کنیم . به هر حال بعد از جنگ اول جهانی و فروپاشی امپراتوری عثمانی که فلسطین نیز جزو قلمرو انها بودتوسط بریتانیا و دول غربی این شرایط سیاسی مناسب به وجود آمد و دولت بریتانیا طبق وعده ی خویش سرزمین فلسطین را که از عثمانی تصرف کرده بود به یهودیان واگذار کرد و انها دسته دسته وارد انجا به خصوص بعد از جنگ دوم جهانی شدند و بیشتر املاک اعراب بومی را از انها خریداری کردند بطوری که پس از مدتی جمعیت یهودیان مهاجر از اعراب بومی فلسطین بیشتر نیز شد ولی ظاهرا دولت بریتانیا نمی خواست به این زودی حاکمیت فلسطین را به یهودیات مهاجر بدهد و اهداف استعماری خاص خود را داشت و نیروهای بریتانیا خاک فلسطین را تخلیه نمی کردند ولی یهودیان مهاجر که قصد اعلام ایجاد دولت مستقل یهود را داشتند و بیم داشتند ایت فرصت از دست برود بیش ازین حضور نیروهای ارباب خویش را تحمل نکردند و با بمب گداری و اعمال تروریستی در پایگاههای نیروهای بریتانیا باعث شدند تلفات بسیاری به انها وارد شود و ناجار شدند برخلاف تمایل دولت خویش خاک فلسطین را خیلی زود تخلیه کنند . این امر باعث کینه ی تاریخی دولت بریتانیا از یهودیان مهاجر صهیونیست شد چراکه به ارباب خود ناسپاسی کردند و در صدد برآمد به نوعی از آنها انتقام بگیرد . ولی بروز جنگ جهانی دوم و ویرانی و ضعف انگلیس در این جنگ توسط المان نازی این فرصت انتقام را از انها موقتا گرفت . بعد از جنگ نیز قدرت اول دنیا دولت امریکا شد و یهودیان صهیونیست با زیرکی با امریکا روابط گسترده و ویژه ای ایجاد کردند و متحد انها شدند . یهودیان بلافاصله بعد از تخلیه ی نیروهای بریتانیا اعلام تشکیل دولت یهود یا اسراییل را نمودند. در این حین باقیمانده ی زمینهای اعراب بومی را که خریداری ننموده بودند نیزیهودیان افراطی با زور و کشتار تصرف و اشغال کردند و فلیطینیان را از انجا بیروت راندند. ولی بهر حال دولت بریتانیا در صدد انتقام تاریخی خویش از یهودیان ناسپاس برآمد و از نارضایتی اعراب بومی آواره و نیز نارضایتی دول عربی تحت نفوذ خویش چون عراق و اردن و مصر و سوریه از اسراییل سو استفاده کرد و انها را بر علیه اسراییل برای جنگ تحریک و شاید تجهیز کرد و و تمام دول عربی با هم متحد و به اسراییل حمله ور شدتد ولی در همه ی این حملات اسراییل درمدت کمی بر اعراب پیروز می شد . گویی مقابله ی اعراب با اسراییل مقابله با یک خواست الهی بود چرا که در قران مسلمانان نیز به صراحت آمده که " ای قوم من به سرزمین مقدس ( فلسطین) وارد شوید و اگر وارد آن شوید (بطور قطع همیشه) پیروز می شوید و اینک اعراب می دیدتد که این سخن خداوند درست است و هربار که با یهودیان مقیم اسراییل حمله می کنند یهودیان پیروز می شوند . و قطعا این پیروزی یهود خواست خداوند است و نمی توان با خواست خدا مقابله کرد.
برخی رهبران روشنفکر و باهوش و با سواد اعراب چون انورسادات این حقیقت را درک کردند و بلافاصله بجای مقابله با اسراییل مستقیما وارد پا یتخت اسراییل شدند و برای صلح پیش قدم شدند و امریکا نیز در این میان وساطت کرد..و اما شاه ایران نیز سیاست صلح انور سادات را در خاورمیانه در پیش گرفت ولی این سیاست صلح انور سادات وشاه ایران با اسراییل اصلا به نفع حاکمیت بریتانیا در خاورمیانه نبود بخصوص که دولت انکلیس از یهودیان اسراییل بخاطر اعمال تروریستی بر علیه نیروهایش کینه یتاریخی داشت این بود که پس از مدت کوتاهی دولت انگلیس و فرانسه و بطور کلی اروپای غربی نقشه ی سقوط شاه ایران و ترور انور سادات را طراحی و اجرا کردند و دوباره شعله های جنگ بین اعراب و اسراییل در خاور میانه شعله ور شد . دولت انگلیس به این شرط به اخوندهای افراطی و قدرت طلب وعده ی حاکمیت را داد که سیاستهای انگلیس را در خاورمیانه اجرا کنند و یکی از این سیاستها دشمنی و تخاصم دائمی حاکمیت ایران با دولت اسراییل و و حمایت از اعراب دشمن اسراییل و تحریک و تجهیز آنها بود. این حاکمیت اخوندی نیز برای بقای خود و دریافت حمایت از دول غربی بخصوص انگلیس وفرانسه این سیاست ارباب خویش را از ابتدای پیدایش خویش در پیش گرفت و ادامه داد و به زودی در جنوب لبنان حزب الله را بر علیه اسراییل ایجاد و آموزش و تجهیز کرد و حمایتهای گستره نیز از دولت سوریه که با اسراییل خصومت داشت را آعاز کرد و گروههای نیابتی دیگری در خاورمیانه بر علیه اسراییل ایجاد و مسلح کرد و گه گاه در سراسر جهان نظیر آرازنتین مقر اقامت یهودیان را منفجر می کرد . پس می بینید اصطکاک و دشمنی حاکمیت ایران با حاکمیت اسراییل برخلاف ادعای رژیم به هیج وجه انگیزه ی دینی و مدهبی ندارد و کاملا جنبه و انگیزه ی استعملری و سیاسی دارد. نه واقعا حمایت از مظلوم. اگرچنین حمایتی با انگیزه ی دینی و اعتقادی بود پس جرا زمانی که حاکمیت روسیه چچن های مسلمان معترض را قتل عام کرد و یا دولت چین کمونیست مسلمانان این کشور را تحت ظلم و فشار و شکنجه قرار داد حاکمیت ایران با انگیزه ی حمایت از مسلمانان مظلوم کمونیستها از انها هیج حمایتی نکرد مگر مسلمین مظلوم فلسطین و چچن و چین چه فرقی با هم دارند ؟ واقعیت این است که علت این امر این است که حاکمیت ایران با روسیه و چین منافع مشترک سیاسی دارند و نباید بخاطر اعتراض به این دو دولت کمونیست دو متحد سیاسی خویش را از دست بدهد .پس با این توصیحات تکلیف منتظران منجی در جنگ دولت اسراییل و حاکمیت اخوندی در ایران نیز کاملا مشخص می شود و آن نیز این است که چون این دو حکومت دست نشانده ی دجال جهانی می باشند و هر دو به مردم خویش و مردم منطقه ظلم و جنایت کنند نباید به هیج وجه در درگیری انها دخالت کرد نباید از هیچکدام جانبداری کرد جون هر دو باطل و ظالم می باشند و بگذارید خدا ظالمان را به جان هم بیندازد و هر دو را ضعیف گرداند. سلام بر کسی که پیرو هدایت شود.
- ۰ نظر
- ۰۷ مرداد ۰۴ ، ۲۲:۳۰