نهضت سید حسنی در گیلان

این صفحه برای رساندن پیام های امام زمان عج به واسطه و نیابت سیدحسنی موعود در گیلان ایجاد شده است

این صفحه برای رساندن پیام های امام زمان عج به واسطه و نیابت سیدحسنی موعود در گیلان ایجاد شده است

طبقه بندی موضوعی

۲۹ مطلب با موضوع «دجال» ثبت شده است

 یکی از مسائلی که چندین دهه است جهان اسلام با آن دست به گریبان است بحران و اختلافات بین فلسطین و اعراب با اسرائیل می باشد. ریشه ی  این مسئله به قوم بنی اسرائیل بر می گردد . این قوم که در زمان باستان پیامبران بزرگی نیز داشته اند بعد از سرکشی از فرمان خدا در دوسه هزار سال گذشته طبق بیان کتاب تورات و نیز آیات قرآن دچار خشم خدا و انتقام و عذاب شدید او گردیدند و آواره شدند .نخستین بار بخت النصر شاه بابل در زمان کورش هخامنشی به اورشلیم  مرکز سیاسی و عبادی آنها هجوم آورد و آنها را قتل عام و بیشتر آنها را اسیر کرد و به بابل در عراق آورد.  وکورش هخامنشی که پادشاهی دادگر بود به عراق و بابل هجوم آورد و آنجا را تصرف کرد و یهودیان را از چنگ بابلیان نجات داد . برای بار دوم متجاوزان رومی به مرکز یهودیان در  اورشلیم بعد از چند صده ی دیگر هجوم آوردند و آنجا را تصرف کردند . این اشغالگری ادامه داشت تا در صدر اسلام  و زمان عمر خلیفه ی دوم  فلسطین توسط سپاهیان اسلام  فتح گردید و رومیان ازآنجا رانده شدند و آنجا به دست مسلمین با آزادی مذهبی اداره می شد و یهودیان نیز مشکل چندانی نداشتند . در  قرون جدید فلسطین و بیت المقدس که مرکز عبادی یهودیان بود در تصرف امپراتوری مسلمان عثمانی درآمد و در جنگ جهانی جهانی  اول که امپراتوری عثمانی از دول اروپایی به خصوص انگلیس شکست خورد و تجزیه شد فلسطین در تصرف انگلیسی ها درآمد و توسط آنها اداره می شد. در  این بین  یهودیان صهیونیست که کمک‌های مالی فراوانی در جنگ اول جهانی به انگلیسی ها کرده بودند  از نخست وزیر وقت انگلستان خواستند که بنا بر قولی که قبلا به آنها داده بود با تشکیل یک  دولت مستقل  یهودی در  سرزمین فلسطین که دیگر تحت اختیار و تصرف انگلیس بود موافقت کند و اونیز طی بیانیه ای تحت عنوان بالفور با ابن امر موافقت کرد . در این حال گروه گروه یهودیان از اروپا و بعدا دیگر نقاط دنیا به فلسطین مهاجرت کردند و با زیرکی شروع به خریدن املاک و زمین های بومیان عرب فلسطینی که برخی نیز بسیار عیاش و بی فکر بودند و از نقشه ی یهودیان  خبر  نداشتند نمودند و به این صورت اکثر  این زمینها را با ثروت کلانی که داشتند از فلسطینیان خریدند و ساکن شدند وقتی که تعداد آنها افزایش پیدا کرد    یک ارتش ترور مخفی به وجود آوردند و اولین اقدام آنها این بود که کاری کنند که انگلیسی ها نیروهای خودرا از فلسطین خارج کنندو چون انگلیسی ها در این کار تعلل می کردند شروع به خرابکاری بر علیه نظامیان انگلیسی کردند و چندین مراکز تجمع نیروهای آنها را بمب گذاری و منفجر   کردند و انگلیسی ها نیز کاری از دستشان ساخته نبود و وقتی دیدند هزینه ی زیادی باید برای حضور خود در فلسطین بپردازند آنجا را تخلیه کردند . در این حین یهودیان صهیونیست مهاجر در فلسطین رقیب قدرتمندی در فلسطین نداشتند و بنابراین اعلام استقلال و تشکیل دولت مستقل یهود در فلسطین را کردند و نام آن را نیز اسرائیل گذاشتند. در این حال تازه برخی از فلسطینیان روشنفکر از خواب غفلت بیدار شدند و تازه فهمیدند قربانی چه توطئه ای گردیدند . این بود که عده ای ازآنها دست به مبارزه ی مسلحانه بر علیه دولت تازه تاسیس اسرائیل زدند ولی ارتش مخفی اسرائیل به شدت آنها را سرکوپ و قتل عام کرد. و حتی به غیر نظامیان آنها نیز رحم نکرد . در این حین کشورهای همسایه ی عرب چون اردن و سوریه و مصر و دیگر کشورهای عربی برای کمک به اعراب فلسطین با اسرائیل وارد جنگ شدند ولی بخاطر برتری نظامی اسرائیل و تجهیز  این کشور توسط آمریکا و متحدان اروپایی  اعراب در  تمام این جنگها به سختی شکست خوردند و دچار تلفات فراوان شدند . اصولا خود  تاسیس دولت یهود  در قلب خاورمیانه  یک نقشه و توطئه ی دجال جهانی برای ایجاد جنگ و بحران در این منطقه ی  حساس از نظر ادیان بزرگ  ابراهیمی بود و به این مقصود خود نیز رسید چون اکنون  یک قرن است از زمان جنگ جهانی اول و ورود  یهودیان به فلسطین همواره این منطقه صحنه ی درگیری و جنگ بین  اعراب و اسرائیل است و روی ارامش ندیده است . بعد از جنگهای متعدد اعراب و اسرائیل و شکست اعراب بالاخره یک شخص برای اولین بار متوجه شد که ایجاد اسرائیل  و جنگ و در گیری با اعراب فقط یک بهانه و توطئه از سوی دجال جهانی برای نابودی این منطقه و ضعیف نگه داشتن اعراب مسلمان است و آن شخص نیز شخصی روشنفکر به نام انور سادات رئیس جمهور  اسبق مصر بود . این شخص وقتی متوجه این توطئه شد بلافاصله در پی راه حل و ایجاد صلح در این منطقه افتاد و بدون هیچ مقدمه و مشورت با دیگر کشورهای عربی بطور  غیر منتطره به اسرائیل سفر کرد و مذاکرات خود را برای صلح  با اسرائیل شروع کرد.

از طرفی او با شاه ایران نیز که تازه تغییر موضع و سیاست داده بود در  زمینه ی سیاست  صلح  در خاورمیانه هم نظر بود و دوستی صمیمی با یکدیگر  داشتند . و از اقبال خوب آن دو رئیس جمهور آمریکا یعنی جیمی کارتر  نیز طرفدار همین طرز  تفکر و سیاست یعنی ایجاد صلح در خاورمیانه بود و کارتر در توافق  صلح مصر با اسرائیل در نقطه ای با عنوان  کمپ دیوید میانجی گری و مساعدت بسیار کرد و این دو  کشور پس از سالها درگیری و جنگ با هم صلح کردند.  ولی قبلا هم گفتیم این سیاست صلح در آن مقطع زمانی به هیچ روی موافق با سیاست جنگ طلبی دجال  در خاورمیانه و ایجاد تقابل منطقه ای در  آنجا نبود  بنابراین در مدت  کمی نقشه ی حذف و یا برکناری این سه شخص یعنی انور سادات و شاه ایران و جیمی کارتر را که تصمیم داشتند برخلاف سیاست‌های دجال در خاورمیانه عمل کنند طراحی و اجرا کرد و انور سادات را توسط مزدوران داخلی دجال ترور کرد و سلطنت پهلوی را برانداخت و شاه را آواره کرد و با نقشه و اجرای بحران گروگان گیری در سفارت آمریکا در ایران از محبوبیت کارتر در بین مردم آمریکا کاست و از انتخاب او در دوره ی دوم ریاست جمهوری در آمریکا جلوگیری کرد و به این ترتیب سیاست جنگ افروزی و اختلاف بین اعراب و اسرائیل را دوباره در منطقه در پیش گرفت و البته بعد از انقلاب ایران جنگهای خونین دیگری را نیز در  منطقه مثل جنگ ایران و عراق به راه انداخت . ازآن به بعد هم هر گاه برخی  رئیس جمهورها رئیس  جمهور آمریکا خواستند توافق صلحی بین اسراییل و فلسطینیان ایجاد کنند . دجال با نفوذ ودخالت خود در کشورهای دیگر خاورمیانه و دخالت آنها در گروههای فلسطینی و یا احزاب افراطی اسرائیل از ایجاد توافق صلح بین آنها جلوگیری می کنند . شاید اگر دخالتهای برخی دولت‌های مزدور دجال در  خاورمیانه نبود تا کنون   رهبران فلسطینی نظیر یاسر عرفات و جانشینان او توانسته بودند خیلی زودتر به توافق صلح با اسرائیل و یک زندگی مسالمت آمیز در سایه ی آرامش و امنیت دست پیدا کنند  ولی این حاکمیت های مزدور خاورمیانه مرتبا در روند صلح بین فلسطینیان و اسرائیل  سنگ اندازی و دخالت می کنند چون ماموریت مزدوری آنها برای دجال این رااقتضا می کند و آنها باید مراتب نوکری را رعایت کنند . البته باید گفت ایجاد تقابل منطقه ای و جنگ و درگیری در تمام نقاط دیگر دنیا نیز سیاست جاری دجال می باشد. کافی است که به نقشه ی جغرافیا نگاهی کنید خواهید دید که دجال با طراحی نقشه های  دقیق و اجرای آن توسط  سرویس های جاسوسی و باندهای مافیایی در دنیا همه ی کشورها را با همسایگان خود درگیر جنگ سرد و یا درگیری نظامی آشکار و تنش سیاسی نموده بین ایران و عربستان در حال   حاضر تنش و جنگ نیابتی به راه انداخته بین هند و پاکستان در مسئله ی جامو و کشمیر اختلاف ایجاد کرده بین چین و روسیه در مورد منطقه ی  تبت اختلاف وجود دارد  بین کره ی شمالی و جنوبی در گذشته  جنگ به راه انداخته و اکنون نیز درگیری سیاسی با هم دارند  بین کره ی شمالی و ژاپن بحران سیاسی وجود دارد بین چین و تایوان در مالکیت آن جزیره  اختلاف وجود دارد بین بلوک شرق و غرب در اروپا در گذشته تنش وجود داشت  و اکنون نیز   بین روسیه و اوکراین . بین ارمنستان و آذریایجان اختلاف وجود دارد . در چند دهه پیش جنگهای خونین داخلی در آمریکای جنوبی به راه انداخت و این کشورها را نابود  کرد و عقب مانده نگه داشت. در  آمریکای مرکزی  بین کشورهای کوبا و ایالات متحده همواره تنش و درگیری سیاسی و نظامی وجود دارد و اگر  توجه و تامل کنید خواهید فهمید که هیچ کدام ازین درگیری ها اتفاقی نیستند و طبق نقشه و توطئه هستند . و علامت آن نیز جهان شمول بودن این درگیری ها و بحران‌های منطقه ای و جهانی می باشند وگر نه لااقل   باید در یک منطقه کمی آرامش و صلح برقرار می بود .و دجال با نفوذ در حاکمیتهای تمام مناطق جهان و با استفاده از مزدوران داخلی خود این  درگیری ها و تنش ها و جنگها را ایجاد و ادامه می دهد. و تنها راه ایجاد صلح جهانی نیز بیداری ملت‌های تمام دنیا  بر علیه دجال و فهمیدن نقشه ها و توطئه های این سیستم شیطانی بر علیه بشریت و اتحاد آنها با هم برای سرنگونی تمام حاکمیتهای مزدور  و وابسته به دجال در  تمام مناطق جهان می باشد . والبته این قیام و نهضت  جهانی یک رهبر  آسمانی و مقتدر و آگاه نیاز دارد  که همان منجی موعود  تمام ادیان است . به امید آن روز .

یکی از سیاست‌های شیطنت آمیز دجال یا نظام سلطه ی جهانی به خصوص در منطقه ی  حساس خاورمیانه که قبلا ثابت کردیم قیام مهدی موعود عج از قلب این منطقه آغاز می شود . سیاست و نقشه ی موازی سازی برای جریانات و نهضت ها و  قیامهای مقارن و نزدیک ظهور برای فریب مؤمنان  و منتظران می باشد. به این ترتیب که قبلا بیان کردیم دجال با کمک نخبگان و محققان  تاریخ ادیان که در استخدام دارد کاملا بر روایات مهدویت و آخر زمانی اهل بیت و پیامبر اسلام تسلط دارد و در تحقق آنها نیز  شک ندارد و شناخت دجال از شخصیت مهدی عج و قیام او از بسیاری از مؤمنان و منتظران عامی که اهل مطالعه نیستید بهتر و بیشتر است . در حقیقت آنها مهدی موعود حقیقی را خیلی خوب می شناسند اما نه به عنوان یک شخصیت مثبت و در جهت منافع خود بلکه اورا یک شخص ویرانگر و منفی برای منافع و امیال دنیایی خود می دانند پس مسلم است که با او و ظهورش دشمنی می کنند.. خب با این توصیف نقشه های بسیاری نیز در اتاقهای  فکر تو در توی خویش برای مقابله با او و قیامش طراحی می کنند . یکی ازین نقشه ها و سیاستها نقشه ی موازی سازی برای جریان و قیامهای مقارن ظهور است . مثلا چون در متون روایی خوانده آند  که مهدی عج از ایران و خراسان ایران نهضت خودرا آغاز می کند  و این ایرانیان و خراسانیان هستند که در ابتدا زمینه ی ظهور و حاکمیت اورا فراهم می آورند سعی می کنند در تعیین حاکمیت این منطقه و به خصوص ایران همواره در صد سال گذشته دخالت مستقیم و غیر  مستعین کنند و همواره حاکمیتی در این منطقه به وجود بیاورند که کاملا وابسته به دجال یا نظام سلطه ی جهانی باشد . کافی است که به تحولات سیاسی ایران در صد سال گذشته توجه کنید که چه میزان انقلابات و کودتا و جنگها در این کشور رخ داده و مرتبا حاکمیتها با دخالت بیگانگان بر سر کار می آیند و بعد با دخالت همان بیگانگان سقوط می کنند . به  روند به قدرت رسیدن رضا شاه و انحراف مشروطه با دیکتاتوری او نیز برکناری او با اشغال ایران و دخالت متفقین و روی کار آوردن فرزندش و کودتا بر علیه مصدق و انقلاب ۵۷ و حوادث ناگوار بعد از آن  با دقت و تامل توجه کنید که همواره دستهای پنهان و آشکار دجال و نظام سلطه را در این تحولات  مشاهده می کنید . این تحولات نشانگر آن است که دجال یا نظام سلطه با آسانی دست از سر این منطقه بر نمی دارد جون کاملا اهداف  آخر زمانی دارد . ویژگی تمامی حاکمیت های ایران در صد سال گذشته تا کنون این بوده که این حاکمیتها فارغ از اینکه افراد رده بالای آنها چکمه پوش و کراواتی یا عمامه به سر و نعلی به پا بوده اند این است که همه با دخالت دجال یا نظام سلطه به قدرت رسیده اند و بعد از مدتی نیز تاریخ مصرف آنها تمام شده و توسط دخالت همین نظام سلطه سقوط کرده اند و هیچگاه به مردم این کشور اجازه نداده اند که خود نمایندگان مستقل و واقعی خودرا به قدرت برسانند و اگر هم برای مدتی کوتاه این ملت توانسته برای دو سه سال نمایندگان واقعی و مستقل و متعهد خودرا چون  مرحوم دکتر مصدق و شهید دکتر فاطمی یا  برخی آزادمردان  مستقل و روشن اندیش بعد از انقلاب ۵۷ را به قدرت برساند  زود سرویس های جاسوسی دجال البته با واسطه ی مزدوران داخلی و با نام آنها این شخصیت‌ها را یا ترور و یا خانه نشین و آواره ی خارج نشین کرده اند و بلافاصله مزدوران وابسته به خودرا حاکم ساخته اند و به ابقای  حاکمیت آنها نیز کمک کرده اند. بیهوده نیست که امام علی ع در ۱۴۰۰ سال پیش این دست نشانده بودن حاکمیت های این منطقه را توسط دجال غرب پیش بینی کرده بود و فرموده بود: در شرق آتشی افروخته می کنند و به جان جامعه ی اسلامی می اندازند و این آتش (فتنه) از خود شرق نیست بلکه از غرب است . پس  تقریبا بیشتر بدبختی های مردم ایران و چند کشور همسایه چون افعانستان و عراق و سوریه و لبنان حقیقتا از خود مردم نیست بلکه کاملا نتیجه ی توطئه ی دجال و سیاست‌های او در این منطقه است .  گفتیم که یکی از سیاست‌های دجال در تقابل با ظهور و حاکمیت مهدی موعود سیاست موازی سازی برای جریان‌ها و قیامهای مقارن ظهور است مثلا در در ایران حاکمیتی مشابه زمینه سازان ظهور ولی کاملا دست نشانده ی دجال غرب به وجود  می آورند و البته سعی می کنند رهبر رده اول آن نیز اصالتی خراسانی داشته باشد تا  بتواند آن را بجای خراسانی واقعی به مردم قالب کند و مردم اورا باور کنند  (چون در روایات مهدویت آمده  کا خراسانی واقعی اصالتا اهل خراسان است) هر چند مجبور شوند قائم مقام رهبر گذشته را که اصالتی اصفهانی دارد با نقشه ی از پیش تعیین شده و پاپوش و تهمت از صحنه ی قدرت حدف کند.

در افعانستان که قبلا جزو خراسان قدیم ایران بوده  و احتمال زمینه سازی  برای حاکمیت مهدی زیاد است دجال به صورت وحشیانه تری عمل می کند و مرتبا هر چند سال با کودتا و ترور حاکمیت های وابسته به خود  و ضعیف به وجود می آورد و یا مستقیما توسط قدرتهای بزرگ وابسته به خود حمله ی نظامی می کند تا مردم این کشور را به فلاکت بکشاند و از به وجود آمدن یک نهضت نیرومند زمینه سازی برای ظهور مهدی در این منطقه جلوگیری کند ابتدا گروهک های تکفیری چون طالبان به وجود می آورد و آنها را تجهیز می کند تا حاکمیت را به طور موقت به دست گیرند بعد به بهانه ای به آنها هجوم نطامی می کند ولی البته مخصوصا آنها را ازبین نمی برد و برای مواقع ضروری در آب و نمک  نگه می دارد و حاکمیت دست نشانده ی موقت روی کار می آورد و بعد در ادامه ی همین سیاست دوباره با طالبان پنهانی زد و بند و تبانی می کند و پشت حاکمیت دست نشانده را خالی می کند و دوباره طالبان را به قدرت می رساند و خلاصه همیشه این بازی موش و گربه و بی ثباتی سیاسی را در افعانستان ادامه می دهد تا نهضت زمینه سازی برای قیام و حاکمیت مهدی ازین منطقه نیز آغاز نشود . الیته دجال در عراق و یمن و سوریه نیز که جزو حوزه ی تحرکات و استقرار لشکر مهدی عج در روایات اخرزمانی است  نیز همین سیاست بی ثباتی سیاسی و ناامنی و جنگ و کشتار و اختلافات داخلی را اجرا می کند و ادامه می دهد و نتیجه این فاجعه هایی است که الان چندین دهه است در این مناطق شاهد آن می باشیم.  که البته جریانات انحرافی موازی هم چون حرکت احمد الحسن بصری  را که شاهد آن هستیم برای انحراف قیام یمانی حقیقی در یمن، ایجاد می کند و برای قدرت گرفتن آن هزینه های بسیاری می کند. به هر حال اگر مجاهدان و منتظران واقعی در این چند کشور مصیبت دیده از توطئه های دجال و ازین نقشه ها باخبر شوند بهتر می توانند به مقابله با آن بپردازند و شروع به ایجاد تشکیلات مستقل برای قیام در برابر آن و زمینه سازی برای ظهور و حاکمیت مهدی عج کنند. به امید آن روز

یکی از شخصیت های منفی و مشهور مقارن ظهور مهدی موعود عج  شخصی بسیار منفور  و  پلید و جنایتکار با عنوان سفیانی است که   مقارن ظهور مهدی عج  در شام یا همون سوریه از وادی یابس یا بیابان خشک در اردن  شورش می کند و پس از تصرف مناطق پنجگانه ی شام به تصریح روایات  مثل دمشق ؛ اردن، حمص ، قنسرین و فلسطین بر این مناطق حاکم می شود و پایتخت خود را به روایتی از دمشق به رمله ی فلسطین  منتقل می کند . سپس به عراق حمله می کند و دست به کشتار عظیمی از شیعیان در آنجا بخصوص کوفه می زند. و سپس سپاهی به مدینه می فرستد و در آنجا نیز  پس از کشتار شیعیان این سپاه به طرف مکه حرکت می کند که در بین مکه و مدینه سپاه او به صورت معجزه آسایی به زمین فرو می رود الیته سپاهی هم به طرف خراسان یا ایران می فرستد . ولی پس از فرو رفتن قسمت اعظم سپاهیان او در بیدا حجاز خراسانی از ایران و یمانی از یمن با لشکریانی  عظیم به او هجوم می آورند و باقیمانده ی سپاه اورا شکست می دهند و خود سفیانی بعد ها در حوالی شام توسط سپاه امام مهدی به قتل می رسد. گرچه در روایات نام‌هایی نیز به وی نسبت داده اند مثل عثمان بن عنبسه و یا حرب بن عنبسه ولی به احتمال زیاد این اسامی حالت نمادین داشته باشند چون معمولا نام‌ها اصلی شخصیت های موثر  آخر زمانی مثل  یمانی و خراسانی نیز در روایات بنا بر مصالحی  مشخصا ذکر نشده  البته شاید در مورد سفیانی استثنا وجود داشته باشد و امامان برای شناسایی بیشتر وی از طرف شیعیان نام اصلی وی را نیز ذکر کرده اند. در روایات بیان شده که سفیانی متنصر است یعنی از مسلمانانی است که تازه  مسیحی شده و صلیب به گردن دارد و از  روم یا همان غرب تازه به  شام آمده است شاید هم این جملات مفهوم کنایی داشته باشند و منظور این  باشد که سفیانی عامل و مزدور دجال غرب است البته این که سفیانی مانند داعش مزدور و عامل سرویس های جاسوسی غرب برای مقابله با شیعیان و تخریب کشورهای اسلامی است شکی وجود ندارد. و بخاطر همین زمانی که سفیانی توسط امام مهدی شکست می خورد و به قتل می رسد دنیای غرب احساس خطر می کند و به مرزهای مسلمین از دریای مدیترانه هجوم می آورد.شکل ظاهری او در روایات به صورت مردی چهارشونه با  صورت سرخ و پوستی سفید و موهایی بور و چشمانی زاغ توصیف شده که صورتی ناصاف و ابله گون دارد .  با این ابتدا  برای فریب مردم تظاهر به دیانت می کند ولی مردی بسیار بی رحم و پست فطرت می باشد  که هرگز مکه و مدینه را ندیده . این مشخصات سفیانی است برای شناسایی او در زمان شورش از طرف منتظران واقعی و جنگیدن باوی . ولی آیا اکنون چنین شخصی به دنیا آمده و موجود است باید گفت بله به این دلیل که با دلایلی که قبلا گفتیم مهدی  موعود اکنون چند دهه است که به دنیا آمده و خراسانی  نیز حرکت خود را از ناحیه ی افعانستان و آسیای مرکزی شروع کرده پس به ناچار باید که دشمن اصلی آنها نیز اکنون به دنیا آمده و حضور فیزیکی در حوالی شام یا اردن داشته باشد ولی ممکن است سرویس های جاسوسی غرب تا کنون به دلایل امنیتی اورا مخفی نگاه داشته باشند تا شخصیتی شناخته شده نباشد ولی به زودی حرکت خود را شروع می کند. و می توان با مشخصات یاد شده وی را به خوبی شناخت .

(افشاگری در مورد توطئه های سرویس های جاسوسی غرب یا دجال در تقابل با مهدی موعود عج) قبلا به دلایل کافی ثابت کردیم که احمد الحسن بصری شخصی کذاب و مزدور سرویس های جاسوسی غرب به خصوص اسرائیل در منطقه می باشد. اما براستی چرا این سرویس ها این شخص را تجهیز و تحریک و برای این کار آموزش داده اند و این قدر برای یارگیری برای او هزینه می کنند . در این مورد باید توضیح داد که گفتیم دجال آخر زمان که تمام سرویس های جاسوسی  واطلاعات دنیا و نیز اکثر نخبگان علمی و محققان  تاریخ ادیان و متخصصان مهدویت را در استخدام دارد از طریق مطالعه ی متون  و روایات مهدویت نیک آگاه است که در تحولات زمان ظهور قیام یمانی حقیقی و بزرگ و موعود از یمن چه میزان در پیروزی قیام مهدی عج موثر می باشد چون بر طبق روایات وقتی که سفیانی به عراق برای قتل عام شیعیان هجوم آورد و قصد بعدی او هجوم به ایران و مقابله با مهدی موعود و لشکر  خراسانی در  ایران است این یمانی موعود است که با قیام در  یمن و لشکر کشی به عراق به همراه لشکر  خراسانی، سفیانی ملعون را شکست داده و اورا نابود می کند و نقشه ی دجال را ناکام می‌کند و قیام مهدی پیرو  می شود بنابراین برای جلوگیری از این روند و قیام یمانی و غلبه ی او بر سفیانی باید سد و مانعی برای او قبل از سفیانی در عراق قرار دهند .تا این مانع جلوی هجوم یمانی موعود و خراسانی را به عراق و مقابله با سفیانی را بگیرد و این مانع می تواند یک یمانی جعلی و دروغین وابسته به دجال غرب باشد که اکنون در عراق در حال یارگیری برای او می باشند. این شخص کذاب مشخص است که تنها یک تن و چند پیرو ساده دل نیستند بلکه این شخص را یک اتاق فکر کامل از طرف سرویس های جاسوسی غرب حمایت می کنند و نقشه های خود را به او دیکته می کنند و حتی یک تیم از نویسندگان نخبه و آشنا به  معارف مهدویت و ادیان از طرف این سرویس ها دهها کتاب مزخرف به نام وی نوشته و منتش  کرده اند تا مردم عالم بودن وی را باور کنند . و در موعد مقرر این شخص در زمان حضور سفیانی در عراق ماهیت کثیف و مزدور بودن خود را به غرب نشان می دهد و در جهت مقابله با مهدی عج و یمانی حقیقی از سفیانی مزدور غرب حمایت نیز خواهد کرد . بنابراین برای افشاگری در مورد این توطئه ی دجال باید اکنون روشنگری های لازم در فضای مجازی صورت گیرد تا جلوی این توطئه هرچه زودتر گرفته شود و این مانع ظهور نیز به یاری خدا و همت مؤمنان برطرف گردد.

آیا تا کنون از خود پرسیده اید که چرا در   منطقه ی  خاصی از خاورمیانه د  این چند دهه دائما درگیری و کشتار و بحران های نظامی سیاسی اقتصادی روی می دهد؟ این منطقه ی خاص کشورهای افغانستان ، ایران ، عراق ، یمن و سوریه و لبنان می باشند. اگر  روایات مهدویت و آخرزمانی را خوب مطالعه و درک نکنیم علت این جنگها و بحران ها سیاسی و نظامی را در این منطقه   هرگز درک نخواهیم کرد چون در روایات مهدویت به وضوح و بصورت متواتر نقشه و منطقه ی جغرافیایی ظهور و قیام مهدی عج بر علیه دجال یا نظام سلطه ی جهانی  ترسیم شده طبق این روایات منشا و مبدا قیام مهدی عج شرق و خراسان خواهد بود خب می دانیم از نظر جغرافیایی شرق عربستان و حجاز که محل سکونت پیامبر و اهل بیت ع بودند جز ایران نیست که خراسان نیز جزو آن است البته خراسان بزرگ در زمان قدیم شامل افعانستان و قسمتی از کشورهای آسیای مرکزی چون تاجکستان و ترکمنستان هم می شد که جزو خاک ایران محسوب می شدند . به هر حال طبق روایات صحیح مهدویت ، ابتدا در منطقه ی خراسان شخصی به نام خراسانی قیام می کند و بعد در شمال ایران منطقه ی گیلان و قزوین نیز قائم آل محمد قیام می کند و در این حال خراسانی لشکرش را در اختیار قائم آل محمد قرار می دهد و همزمان سفیانی در منطقه ی شام یا سوریه شورش می کند و تا عراق و مدینه را نیز تصرف می کند و همزمان با شورش سفیانی در یمن نیز شخصی یمانی قیام می کند و با خراسانی و قائم آل محمد متحد می شود  و به عراق لشکر کشی می کنند و سفیانی را که عامل و مزدور و دست نشانده ی دجال است شکست می دهند و با قدرت  تمام بیت المقدس را فتح می کنند و یک امپراتوری عظیم اسلامی از اتحاد کشورهای اسلامی به وجود می آورند و در این حال از طریق دریای مدیترانه با دنیای غرب که مرکز حاکمیت دجال است که از آنجا بر سراسر جهان حاکم است هم مرز می شوند در این حال دنیای غرب احساس خطر بیشتری می کند و با لشکریان انبوه به مرز مسلمین حمله ور می شوند و یک درگیری ابتدایی نیز با مسلمین دارند دراین حال عیسی مسیح ع از آسمان نازل می شود و مهدی ع را تایید می کند و اکثر مسیحیان در این حال به حضرت ایمان می آورند و مسیح واسطه ی صلح بین مسلمین و دنیای غرب می شود و کم کم حاکمیت او جهانی می شود و دجال به کلی نابود می شود . خب با این توصیف در روایات،  نظام  سلطه یا دجال که اکنون حاکمیت موقت بر جهان دارد و مسلما  توسط نخبگان علمی خود تمام روایات مهدویت را در  این مورد مطالعه کرده و از نقشه ی ظهور منجی اطلاع کامل دارد  به خیال خام خود می خواهد با نقشه های  شیطانی جلو وعده و خواست الهی را هر طور شده بگیرد. ازین جهت از چندین دهه با نفوذ و حمله به کشورهای این منطقه ی خاص چون ایران و افغانستان و... که ظهور منجی از آنجا آغاز می شود سعی می کند که که از ایجاد یک نظام مقتدر و تشکل یک نظام  و قدرت سیاسی اقتصادی در این منطقه جلوگیری کند تا جلو این قیام را بگیرد نفوذ نظام سلطه یا دجال در این کشورها بصورت نفوذ سیاسی و فرهنگی و گاه هجوم نظامی و ایجاد ترور و کودتا و جنگ و اختلافات فرقه ای می باشد تا همواره این منطقه درگیر مشکلات جنگ و غیره باشد  و ضعیف بماند که پایگاه قدرتمندی برای ظهور منجی به وجود نیاید نظام سلطه سعی می کند با کوتا و ترور  و هجوم نظامی اگر شد مستقیما حاکمیت های دست نشانده در منطقه ایجاد کند و اگر نشد با سرویس های جاسوسی در حاکمیت های این منطقه نفوذ کند و عملا اختیار سیاست این کشورها را به دست گیرد بطوری که دولتمردان خودفروخته و مزدور فقط سیاست های دجال و غرب را در این منطقه که ایجاد جنگ و خونریزی و برادر کشی است را به اجرا درآورند که ایجاد گروهک های تکفیری چون القاعده و داعش و طالبان و یا شیعه های افراطی درست در جهت همین سیاست جنایتکارانه است . ولی اگر به دقت به جغرافیای سیاسی این منطقه دوباره نگاه کنیم خواهیم دید برخی ازین کشور  چون امارت متحده ی عربی و عربستان سعودی و ترکیه از آسیب های این نقشه های شیطانی کاملا  در امان مانده اند علت کاملا واضح است چون این کشورها اولا در نقشه ی روایات ظهور مهدی عج چندان نقش ندارند و قیام‌های اصلی در خراسان ایران و و افغانستان و یمن شروع و به عراق و سوریه کشانده می شوند و دوم آنکه حاکمیت های این کشورها چون امارات و عربستان کاملا دست نشانده و بله قربان گوی سیاست های دجال و نظام سلطه و همسو با منویات غرب می باشند بنابراین نه تنها نظام دجال کاری به آنها ندارد بلکه درآبادانی این کشورها کمک های زیادی نیز به آنها می کند که شاهد پیشرفت مدنی چشمگیر در این کشورها چون دبی در چند دهه ی اخیر  می باشیم . ولی در  مقابل کشورهای قرار گرفته در نقشه ی ظهور را با حملات مختلف فرهنگی سیاسی و این اواخر نظامی به ویرانی کشانده.

اگر درست با دقت و تامل به این تحولات نگاه کنیم خواهیم دید که حضور نظامی آمریکا در چند دهه ی اخیر در خلیج فارس درست در جهت مقابله با ظهور منجی در این منطقه است و شکی نیز در آن نیست . بنابراین کشورهای این منطقه باید مراقب باشند در دام نقشه های دجال یا نظام سلطه برای ایجاد جنگ واختلاف در  این منطقه نیفتند و کم کم با پر رنگ کردن گفتمان مهدویت و دوری از خرافات در این مورد زمینه ی ایجاد یک اتحادیه متشکل از کشورهای اسلامی چون اتحادیه ی اروپا  را در این منطقه فراهم کنند تا علاوه بر نقش برآب کردن نقشه های دجال و نظام سلطه زمینه ظهور حضرت را نیز فراهم کنند    به امید آنروز.

استراتژی اختلاف افکنی  غرب در قبال کشورهای خاورمیانه: شاید برخی تصور  کنند که سیاست ایجاد اختلاف در کشورهای خاورمیانه از سوی غرب تنها مربوط به چند دهه یا دوسه صده ی اخیر است . این  تصور ناشی از عدم اطلاع کافی از تاریخ غرب به خصوص تاریخ فلسفه ی سیاسی این منطقه است . چون اگر تاریخ فلسفه سیاسی غرب به درستی مطالعه شود     این حقیقت درک می شود که اتخاذ این سیاست اختلاف افکنی در خاورمیانه سابقه ای دیرینه از زمان فلاسفه بزرگی چون ارسطو در بیش از ۲۰۰۰ سال پیش دارد . اگر فلسفه ی سیاسی ارسطو با تامل مطالعه شود مشاهده می گردد که ارسطو در این مورد بصورت بسیار هوشمندانه و بگونه ای که از یک فیلسوف بزرگ انتظار می رود بیان می کند که برای غلبه و پیروزی بر دشمنان مسلم است بهترین راه ایجاد اختلاف درونی در میان آنها  می باشد . این نظر ارسطو کاملا منطقی و هوشمندانه است  چون بطور طبیعی هم مثلا اگر کسی بخواهد سنگ بزرگی را بلند کند واز سر راه بردارد بهترین راه آن است که آن را با وسیله ای قطعه قطعه کند و بعد به راحتی خواهد توانست آن را از میان راه بردارد. خب مسلم است پادشاهان و سیاستمداران غربی از آن دوران از نظرات سیاسی این فیلسوف بزرگ برای شکست دشمن استفاده کرده اند    و همواره در دوره های بعدی با ایجاد اختلاف در دشمنان خود بر آنها پیروز شده اند می دانیم که اسکندر مقدونی به گواهی تاریخ شاگرد بلاواسطه ی ارسطو بوده و مسلم است ازین نظرات او در جنگها و مقابله با دشمن کمال استفاده را نموده . اولین بار اسکندر این سیاست را در قبال داریوش سوم هخامنشی و سپاه انبوه و قدرتمند او به کار برد . سپاه داریوش سوم در زمان حمله ی اسکندر به ایران متشکل از ۲۰۰۰۰۰ هزار نفر جنگجو با امکانات کامل بود ولی سپاه اسکندر ۲۰۰۰۰هزار نفر بیشتر نبود با این حال اسکندر با استفاده از نظرات ارسطو با فرستادن جاسوس بین سپاهیان داریوش به صورت مخفیانه بین سرداران و سپاهیان او اختلاف ایجاد کرد و همین امر باعث شکست فاجعه بار داریوش سوم از اسکندر و اشغال ایران  شد . در دوره های بعد نیز از طرف سیاستمداران غربی برای مقابله با امپراتورهای مسلمان خاورمیانه همین سیاست دنبال شد . در دوره ی صفویه و امپراتوری عثمانی چون غرب توان مقابله با امپراتوری عثمانی و صفوی را نداشت و امپراتوری عثمانی داشت از جنوب و شرق به سرعت اروپا را تصرف می کرد و حتی سپاهیان او به مرزهای اتریش نیز رسیده بودند . به ناچار دوباره از سیاست تفرقه افکنی بین دو امپراتوری مسلمان  صفوی و عثمانی بسیار استفاده کرد و جاسوسان خود را در قالب گردشگر و مبلغ مذهبی و یا سفیر به دربار این دو امپراتوری اعزام کرد و آنها با آشنایی با فرهنگ و زبان مردم بومی و بصورت موذیانه دست به ایجاد اختلافات فرقه ای و مذهبی و بعد سیاسی در بین این دو امپراتوری  زدند  به خصوص اینکه امپراتوری عثمانی سنی  و صفوی شیعه بودند ولی جاسوسان غربی این دوفرقه را به افراطی گری در حد کشتن پیروان این دو فرقه دچار کردند و آنها را صدها سال به جنگهای بیهوده و مخرب دچار کردند ( سیاستی که اکنون بین حاکمیت وهابی سعودی و حاکمیت شیعه ی ایران هنوز به شدت دنبال می شود)  وقتی به این صورت دو امپراتوری را ضعیف کردند ابتدا افغانها را تحریک و تجهیز کردند تا به ایران حمله کند و حاکمیت صفوی را نابود کند و بعد در جنگ جهانی اول آخرین امپراتوری مسلمان عثمانی را نیز تکه تکه و نابود ساختند و به این صورت فلسفه ی سیاسی ارسطو را تحقق بخشیدند. این سیاست غرب اکنون نیز ادامه دارد . غرب معمولا اگر قدرت داشته باشد مستقیما به کشورهای مسلمان خاورمیانه هجوم می آورد و حاکمیت های دست نشانده و مزدور ایجاد می کند البته قبلا با سردمداران خودفروخته ی این کشورها شرط می کند که به شرطی از حاکمیت آنها حمایت می کند که از سیاست های غرب مبنی بر اختلاف دائمی با همسایگان و ایجاد بحران‌های منطقه ای تبعیت کنند واگر این اوامر و سیاستها را اجرا نکنند بلافاصله توسط مزدوران دیگر داخلی آنها حاکمیت آنها با یک کودتا یا انقلابات دروغین و برنامه ریزی شده سقوط خواهد کرد .و اگر نتوانند با دخالت نظامی مستقیم حاکمیتهای دست نشانده چون افعانستان ایجاد کنند با سرویس های جاسوسی خود در نظام‌های سیاسی این کشورها نفوذ می کنند و عملا سیاست‌های کلان منطقه ای و داخلی آنها را با این افراد نفوذی که به رده ی بالای حاکمیت رسانده اند به دست می گیرند و همان سیاست اختلاف افکنی و ایجادجنگ با همسایگان را  در منطقه اجرا می کنند و اگر سیاست مداران هوشیار و متعهدی پیدا شود که از این سیاست غرب پیروی نکنند و مثلا در جهت اتحاد و صلح و دوستی بین کشورهای خاورمیانه قدمی بردارند و یا در جهت شکوفایی و پیشرفت اقتصادی این منطقه اقداماتی انجام دهند زود با ترور و یا با کودتا از کار برکنار می شوند . و یا تبعید می شوند .

اکثر نخبگان علمی و سیاسی متعهد در این چند دهه و حتی زمان قاجار توسط سرویس های جاسوسی غرب و البته ظاهرا توسط مزدوران داخلی ترور و یا تبعید شده اند به منطقه ی خاورمیانه و کشورهایی چون افعانستان پاکستان ایران و عراق نگاه کنید الان چند دهه است که غرب نگذاشته روی آرامش و ثبات را ببینند در این کشور ها دراین چند دهه جنگهای منطقه ای بیهوده و ترور و شورش و انقلابات استعماری امری کاملا عادی شده است و این جز نقشه  و توطئه ی  غرب برای ایجاد اختلاف چیز دیگری نیست . بنابراین هم مردم و هم تمام سیاستمداران و گروه‌های سیاسی در داخل و خارج این کشورها باید کاملا هوشیار باشند که نادانسته مجری این توطئه ی غرب برای ایجاد   اختلاف  در  این منطقه  نشوند بلکه با درک این توطئه هرچه زودتر و بیشتر به گفتمان با تمام گروه‌های سیاسی با هر گرایش و عقاید سیاسی روی آورند. و با ایجاد  وحدت و رها کردن شعارها و اقدامات اختلاف بر انگیز  همه سعی کنند سیستمی  با ثبات متشکل از نخبگان تمام گروه‌های سیاسی در کشور به وجود  آورند و دست  از این   تنگ نظری های مذهبی و قشری و عقیدتی در راه ایجاد وحدت واقعی بردارند . در اولین اقدام بهتر است حاکمیت این کشورها عفو عمومی اعلام کنند و تمام مخالفان سیاسی و عقیدتی و سیاسی را در داخل و خارج کشور دعوت به ترک مخاصمه کنند و آنها را دعوت کنند که برای ایجاد یک سیستم سیاسی یکپارچه و با ثبات در بازی قدرت وارد شوند و از توانایی و دانش آنها تا رده های بالای حاکمیتی با توجه به استعدادشان استفاده شود البته پیش از این  مرحله بهتر است  یک سیستم اطلاعاتی مستقل از سرویس های جاسوسی غرب که در کشور نفوذ دارند  در این حاکمیت به وجود آید تا با وسواس و دقت بسیار عوامل نفوذی غرب در ارکان مختلف سیاسی و نظامی و اقتصادی و فرهنگی، شناسایی دستگیر  و محاکمه شوند شناسایی چنین مزدورانی در کشور غیر ممکن نیست چون اهداف غرب در کشورهای خاورمیانه تقریبا برای همه رو شده  در زمینه ی سیاسی کسانی که تمام گروه‌های سیاسی را نفی می کنند و فقط اعتقاد به حاکمیت یک فرد و قشر خود را به صورت دیکتاتوری بدون رای مردم را دارند و نیز در زمینه ی سیاست خارجی به جنگ و تنش های منطقه ای با همسایگان و ایجاد اختلافات مذهبی دامن می زنند قطعا مزدور بیگانه و غرب در خاورمیانه هستند . در زمینه ی اقتصادی کسانی که از شکوفایی اقتصادی  و اقتصاد سالم و تولید داخلی و خودکفایی حمایت نمی کنند و  در اقتصاد کشور به نوعی اختلال ایجاد می کنند و از قراردادهای استعماری اقتصادی با غرب  و ...حمایت می کنند قطعا مزدور غرب و جاسوس هستند . در زمینه ی نظامی کسانی که مرتبا کشورهای مسلمان همسایه را تهدید نظامی می کنند  تا آنها به ناچار اسلحه ی بیشتری از غرب خریداری کنند و معتقد به دخالت مستقیم نظامی در  کشورهای همسایه هستند و    سابقه ی ایجاد جنگ در منطقه را دارند قطعا مجری اوامر غرب و نفوذی می باشند . در زمینه ی فرهنگی نیز کسانی که با اقدامات به ظاهر هنری خود فرهنگ مبتذل غرب و نه جنبه های مثبت آن را در جامعه ترویج می کنند نیز مزدور غرب محسوب می شوند. البته دامنه ی این نفوذی ها منحصر به این چهار عرصه نیست و تمام عرصه ها را شامل می شود از جمله با کمال تاسف باید گفت بیشتر نفوذ غرب در سیستم های اطلاعاتی و امنیتی این کشورها می باشد که جنایات بزرگی چون ترور نخبگان علمی و فرهنگی و سیاسی نظامی در این کشورها نتیجه ی نفوذ چنین عناصر مزدور غربی می باشد.   در مرحله بعد بعد از ایجاد چنین سیستم واحد و باثباتی متشکل از نخبگان تمام گروه‌های سیاسی به سیاست صلح و تعامل و وحدت با کشورهای همسایه روی آورند و مانند اتحادیه اروپا یک اتحادیه ی سیاسی اقتصادی و نظامی مشکل از کشورهای مسلمان خاورمیانه و در مراحل بعد اتحادیه ای متشکل از تمام کشورهای مسلمان ایجاد  کنند تا ضمن تحقق آرمان وحدت جهان اسلام تمام توطئه  های غرب در  این مورد خنثی شود. شاید  برخی این امر را غیر ممکن بدانند ولی پرسش اینجاست که چگونه کشورهای غربی توانستند در چند دهه ی اخیر چنین اتحادیه هایی ایجاد کنند ولی ما با داشتن نقاط اشتراک بالا چون دین واحد قادر به این کار نباشیم.
به هر حال این آرمان در  آینده ی نه چندان دور  طبق باورهای دینی ما  باظهور  منجی موعود  ان شالله تحقق خواهد یافت و به هر حال منجی موعود با یاران خویش و همیاری مردم و نصرت الهی  موفق به این کار خواهد شد ولی اقدام خود مردم  و نخبگان سیاسی این امر را تسریع خواهد نمود چون ظهور منجی موعود زمینه ی لازم را نیاز دارد و وحدت اسلامی این زمینه را بیشتر فراهم می کند.

در حقیقت کار منجی موعود مسلمین درست همانند ظهور اسلام و اقدامات پیامبر اسلام ص می باشد که با ترویج توحید و یکتاپرستی قبابل پراکنده ی عرب را که بر اثر جنگ و خونریزی بیهوده با هم ضعیف و مستعمره ی امپراتوری ساسانی و روم شده بودند با هم متحد  کرد و همین اتحاد، آنهارا به قدری نیرومند ساخت که در مدت دو دهه این دو امپراتوری را شکست دادند  و مطیع خود ساختند . البته مسلما باید گفت تحقق چنین آرمانی نیاز به یک سری اصلاحات دینی و ایجاد یکتا پرستی  واقعی و از بردن جلوه های شرک در جامعه ی اسلامی   مانند صدر اسلام دارد که این امر توسط  ظهور مصلح کل تحقق خواهد یافت   به امید آن روز

شاید این پرسش خیلی از طالبان حقیقت باشد . پیش از این گفتیم که دجال از نظر لغوی به کس می گویند که با امور بسیار زشت رو با ظواهر گول زننده برای مردم زیبا جلوه می دهد . حال این تشکیلات جهانی نیز درست همین شیوه را در تمام دنیا برای فریب مردم دنیا به کار  می برد . او در هر منطقه و کشوری با توجه به فرهنگ و ودین و اعتقادات و مکتب سیاسی که قبول دارند مردم آن  کشور را فریب می دهد مثلا در بلوک غرب که مکتب سیاسی دموکراسی لیبرال مورد قبول اکثریت مردم آن سامان است و این سیستم حاکم است مردم را با شعارهای زیبای آزادی فردی و مدنی نامحدود ، حق مالکیت و ثروت اندوزی بی حد و حصر ، تساوی زن و مرد  ، آزادی بی حد وحصر جنسی ، آزادی پوشش و برهنگی ، احزاب آزاد و فعالیت سیاسی ، حاکمیت اکثریت با انتخابات آزاد و دیگر شعارهای به ظاهر گول زننده فریب می دهد ولی آن کسانی که عملا همیشه بر جامعه مسلط می کند مشتی شیاد و اراذل و اوباش  شیک پوش از قشر ثروتمند هستند  که از طریق نامشروع نیز به این ثروتها دست پیدا کرده اند و چون قدرت رسانه ای و تبلیغات فقط در انحصار این قشر ثروتمند است عملا نمایندگان آنها نیز بر اثر تبلیغات دروغین به قدرت دست پیدا می کنند و دیگر اقشار جامعه از رسیدن به ثروت و قدرت محروم می مانند . در جوامع و کشورهای کمونیستی شرق نیز دجال با شعارهای فریبنده و عامه پسندی چون حاکمیت قشر زحمت کش یعنی کارگر آن جامعه و تساوی حقوق و دیگر شعارها مردم را فریب می دهد ولی آن چیزی که مردم این کشورها در عمل می بینند تنها حاکمیت  رده  بالای افراد مرموزی از حزب  کارگر بصورت دیکتاتوری خشن بر جامعه است  که تمام امتیازات مالی و اجتماعی و رفاهی جامعه نیز منحصر به این رهبران رده بالا می باشد و غالب  مردم در محرومیت و فقر و خفقان و سرکوب به سر می برند. و اما دجال در کشورهای با باور های  دینی و مذهبی قوی چون خاورمیانه مردم را با شعارهای به ظاهر دینی چون حاکمیت اسلام و نایبان جانشینان پیامبر و انتقام گیرندگان از قاتلان امام حسین و عدالت اسلامی و دیگر شعارهای به ظاهر زیبا فریب می دهد و بعد عوامل و مزدوران خود را با نام دین ودر  حقیقت ضد دین بر گرده ی آنها سوار می کند و وقتی حاکمیت این منافقان و نمایندگان دجال محقق و تثبیت شد این حاکمان مزدور به غارتگری منابع کشور و بیت المال و اجرای سیاست های داخلی و منطقه ای دجال رو می آورند . در داخل دین و شعائر دینی را به زور اعمال می کنند تا مردم از دین متنفر شوند . خرافات مذهبی و دینی را توسط عوامل خود در دین  وارد می کنند و ترویج می دهند  از دین دکان درست می کنند و سواستفاده ی مالی از مردم به نام دین می کنند  آزادی های مشروع فردی و مدنی را به نام دین محدود می کنند . بانک های ربوی تاسیس می کنند . بین اقشار مردم تبعیض قائل می شوند . کارگزاران خود را در صورت فساد و دزدی تبرئه  می کنند . در کنکور دانشگاه‌ها  به نفع مزدوران خود تقلبات گسترده می کنند و با رانت این مزدوران را وارد دانشگاهها  می کنند و از ادامه تحصیل نخبگان به خاطر عقاید سیاسی  انها جلوگیری می کنند.  از اموال عمومی با سو استفاده از پست و مقام  دزدی های کلان می کنند و سایر فسادهای دیگر البته به نام دین . در زمینه ی سیاست خارجی نیز سیاست به دستور مستقیم دجال سیاست جنگ ها و درگیری های منطقه ای را در پیش می گیرند و منابع مالی و انسانی کشور خود و کشورهای همسایه را با این جنگهای بیهوده  از بین می برند در روند صلح در کشورهای همسایه اختلال ایجاد می  کنند . گروه‌های تروریستی تکفیری را که ساخته و پرداخته ی دجال  هستند تجهیز، تحریک و کمک می کنند و هزاران سیاست جنایتکارانه دیگر که به زیان کشورهای اسلامی و صلح و امنیت جهانی می باشد مرتکب می شوند.دجال برای نفوذ عوامل و مزدوران خود در حاکمیت این کشورها نیز به این صورت عمل می کند که ابتدا افراد مستعد و البته فاسد و خائن و فرصت طلب از اقشار مختلف مخصوصا اقشار به ظاهر مذهبی و دینی در  این کشورها را شناسایی می کند و بعد با آنها ارتباط سری برقرار می کند و امکان سفر و تحصیل در کشورهای خاصی مانند روسیه یا انگلستان و یا فرانسه  و آمریکا فراهم می آورد ولی در حقیقت تحصیل فقط پوششی برای اجرای نقشه است و در حقیقت در آن کشورها به آنها آموزش های جاسوسی و سیاست و چگونگی رسیدن به قدرت سیاسی و قبضه کردن قدرت را در کشور خودشان آموزش می دهند . حال دجال منتظر فرصتی مناسب است که در کشور مورد نظر خاورمیانه پیش می آید و مشاهده می کند  که مردم دیگر از ظلم و ناعدالتی  و فساد حاکمیت فعلی خود ناراضی شده اند  که البته  آن حاکمیت نیزدست نشانده ی دجال بوده  است و البته تاریخ مصرف آن تمام شده و یا برخی از رهبران آن دیگر تصمیم دارند سیاست های داخلی و منطقه ای دجال را اجرا نکنند .

در این حال جرقه ی یک به اصطلاح انقلاب توسط خود عوامل داخلی دجال زده می شود و با تبلیغات گستره و تحریکات شبکه های فعال سیاسی مخفی دجال در داخل مردم به ناگهان برای تغییر حاکمیت به خیابان می ریزند و پیروز می شوند و  اوایل انقلاب سعی می کنند نمایندگان واقعی خودرا به حاکمیت برسانند ولی غافل از این هستند که دجال نیز بیدار است . در این حال شاید هم مردم اوایل کار چند نماینده ی واقعی و مستقل و مردمی نیز موقتا با انتخابات آزاد بر روی کار بیاورند ولی دجال با سرویس های جاسوسی خود در داخل کشور فورا به صورت مخفیانه به سراغ افراد شاخص و مشهور و فعال در عرصه ی سیاسی انقلاب می رود و به آنها پیشنهاد می دهد که در صورت اجرای سیاست‌های مورد نظر نطام سلطه ی جهانی در داخل و خارج کشور  دجال نیز متعهد می شود در به قدرت رسیدن و نیز ادامه باقی ماندن در قدرت  با عوامل و سرویس های جاسوسی و کمک های اطلاعاتی و نیز سلاح و دیگر امکانات  آنها را یاری کند در این حال اگر نخبگان انقلابی انسانهای آزاده ای بودند که حاضر به خیانت به کشور و آرمان‌های انقلابی و دینی مردم نبودند خب مسلما با عوامل دجال همکاری نمی کنند ولی دجال نیز از آنها شدیدا انتقام می گیرد و در همان اوایل انقلاب آنها را البته با واسطه ی   گروهک های به ظاهر انقلابی خود ترور و به قتل می رساند و بلافاصله به سراغ مزدوران و جاسوسان آموزش  دیده ی خود می رود و چون این افراد نوعا افرادی خودفروخته و شیاد و فرصت طلب و خائن به کشور و آرمان‌های دینی مردم هستند بلافاصله پیشنهاد های عوامل دجال  راا قبول می کنند و دجال نیز آنها را بلافاصله با تقلب در انتخابات و یا کودتای نرم و یا ناگهانی و خشن به قدرت می رساند  و دیگر آزادمردان را به شدت  سرکوب و به قتل می رساند و  جان و امنیت مزدوران خود را حفظ می کند و ادامه ی قدرت آنهارا تا آخر عمر تضمین می کند . این یک نمونه از شیوه ی نفوذ و حاکمیت دجال در در تمام حاکمیت های  دنیا می باشد . به هر حال دجال با این شیوه حدود ۱۰۰ سال است بر تمام حاکمیت های دنیا به این شیوه نفوذ و تسلط پیدا کرده و به  هدف پلید  خود که حاکمیت واحد جهانی است سالهاست دست پیدا کرده  و سرنوشت مردم دنیا را در اختیار  خود گرفته و مهمترین نشانه ی  استقرار این حاکمیت که منشا شیطانی دارد نیز ضدیت صریح این نظام شیطانی با دین و معنویت و ترویج امور ضد اخلاق و ضد دین می باشد.  مثلا توجه داشته باشید در قرآن کریم و دین اسلام صراحتا از گناهانی مثل  شرابخواری زنا قمار  ربا و دیگر گناهان بزرگ نهی می کند ولی می بینید که در رسانه های تحت تسلط دجال در دنیا فقط این موارد گناه صراحتا بر آن اصرار می شود و این نشان می دهد که این حاکمیت یک حاکمیت صد در صد شیطانی و زیر نظر مستقیم ابلیس می باشد.

یکی از ویژگی های حاکمیت دجال این است که تمام مهره های مهم و رده بالای حاکمیت های دنیا را با سرویس های جاسوسی قدرتمند خود چون ام آی  سیکس و سیا و موساد و دیگر سرویس های جاسوسی و اطلاعاتی  دیگر که در تمام کشورهای کوچک و بزرگ دنیا و مناطق جهان  دنیا وجود دارد و مهره های رده بالای این سرویس ها  بدون استثنا وابسته و مزدور  سرویس  جاسوسی انگلیس یا ام آی سیکس می باشند و این سرویس نیز مزدور دجال می باشد این مهره های حاکمیت ها رو خود تعیین می کند  بنابراین حاکمیت دجال حتی تا  دورافتاده ترین روستاها نیز نفوذ و اشراف اطلاعاتی دارد و همچنین تمام سیستم های مخابراتی و خطوط ایترنتی در سیطره  و نفوذ سرویس های جاسوسی وابسته  به دجال می باشند. با این تسلط تقریبا هیج خبری از حاکمیت دجال پنهان نمی ماند . خب وقتی این سیستم دجال تمام مهره های حکومتی در  جهان از رهبرها تا رییس جمهورها تا وکلای مجلس و دیگر پست ها حتی مدیران مدارس را خود تعیین می کند. بنابر این مقامات در در دنیا در هر موقعیتی باشند  باید از سیاست های دجال و ارباب خود پیروی کنند و تا زمانی که از ارباب خود و سیاستهای او پیروی کنند انها را در قدرت ابقا می کند  واگرچه   این مهره  ها مانند برخی رهبران و دیکتاتورهای دنیا بسیار پیر و ناتوان شوند و  تبدیل  به  فسیل  سیاسی شوند باز هم از حاکمیت انها حمایت می کند و قیامهای مردمی را که بر ضد این حاکمیت ها باشند زود شناسایی می کند و در اختیار مزدوران حاکم خود در دنیا قرار می دهد و انها نیز معترضان را با شدت سرکوب و قتل عام می کنند .  حال اگر برخی از این رهبران و ریاست جمهورها و مهره های مهم حاکمیتی  در کشوری در مواردی بخواهند تک روی کنند و خود سرانه و مستقل از سیاست های دجال پیروی نکنند مسلما دجال به آنها رحم نخواهد کرد و یا آنها را با مزدوران دیگر خود در همان کشور با کودتا یا اعمال قانون نمایشی از کار برکنار می کند و یا اگر مخالفت او با سیاست دجال بسیار صریح بود و یا آن شخص به افشاگری بر علیه نظام مرموز دجال بر دنیا پرداخت اورا یا با صورت آشکار با مخفی ترور می کنند . تقریبا اکثر ترورهای سیاسی در دنیا در صده ی گذشته  کار این سیستم شیطانی است . مثلا یکی از سیاست‌های ثابت و مشخص حاکمیت دجال برای تسلط بر کشورها و ضعیف نگاه داشتن آنها ایجاد جنگها و درگیری های بیهوده ای منطقه ای است حال اگر یک رهبر و یا رئیس جمهور و یا نخست وزیر و حتی یک مقام مهم نظامی بخواهد سیاست صلح را در منطقه ای مثلا خاورمیانه در پیش گیرد چون این سیاست او مستقل و مخالف با سیاست ایجاد تفرقه و نیز جنگ و درگیری دجال در این منطقه است زود این شخص از مقام خود با هزار تهمت توسط عوامل دجال در آن کشور برکنار می شود و یا او مخفیانه یا آشکار به قتل می رسد و یا بر علیه او کوتای نرم و یا کودتای خشن صورت می گیرد و این سیاست دجال برای حاکمیت همه ی کشورها یکسان است .  برای مثال سیاست ملی کردن نفت توسط دکتر مصدق و نظریه پرداز او شهید دکتر فاطمی  درست برخلاف سیاست دجال در منطقه بود و بنابراین دجال با کمک سرویس های جاسوسی آمریکا و انگلیس و مزدوران داخلی بر علیه آن دو کودتا کرد و هم مصدق را از کار بر کنار کرد و هم دکتر فاطمی را دستگیر و اعدام کرد. یا مثلا سیاست انور سادات در مصر و کارتر ریاست جمهور آمریکا در جهت صلح بین اسرائیل و اعراب برخلاف سیاست جنگ افروزی دجال در این منطقه بود بنابراین حاکمیت دجال با وجود محبوبیت کارتر بین مردم آمریکا از انتخاب شدن او در دوره ی دوم جلوگیری کرد و انور سادات را نیز توسط عوامل داخلی خود در مصر ترور و حدف کرد . و یا در زمان کندی ریس جمهور اسبق آمریکا سیاست دجال بر ایجاد جنگ جهانی سوم از طریق درگیری هسته ای دو ابر قدرت  آمریکا و شوروی سابق در  بحران موشکی کوبا  در خلیج خوک‌ها بود که کندی رییس جمهور آمریکا با هوش و ذکاوت متوجه این توطئه ی دجال شد و با تدبیر کامل با شوروی توافق  خلع سلاح امضا کرد و از وقوع یک فاجعه در دنیا جلوگیری کرد . در اینجا چون کندی از سیاست ایجاد جنگ هسته ای و جهانی دجال برای نابودی بشریت پیروی نکرد و سیاست صلح را در پیش گرفت مغضوب دجال واقع شد  و با او کارشکنی بسیار در ادامه ی کار او شد در نتیجه کندی نیز در یک سخنرانی کوتاه اما افشاگرانه در مجمع عمومی با افشاکردن نقشه ها و توطئه های دجال در جهان بر علیه بشریت کرد و یک هفته بعد عوامل دجال اورا در سفر به تگزاس در برابر چشم مردم و حامیان و خانواده اش به طرز فجیعی ترور کردند  و قاتل وی را نیز فراری دادند تا درس عبرتی به دیگر رهبران  مخالف سیاست‌های دجال در سراسر جهان بدهند . متن سخنرانی افشاگرانه ی   جان اف کندی رییس جمهور  فقید آمریکا  قبل از ترور در افشاگری بر علیه دجال در ادامه برای شما ارسال می گردد تا سخنان ما جنبه ی مستند داشته باشد.. 

دانلود کتاب

 دجال از نظر لغوی از ریشه دجل به معنی روغن کاری کردن و آراستن و روکش گذاشتن امری زشت با امور به ظاهر زیبا برای فریب مردم مثلا کسی یک ظرفی مسی را روکشی از طلا بزند و     مردم را گول زند و به جای ظرف تمام طلا به مردم بفروشد. . دجال در اصطلاح روایات اسلامی درست به همین معنی به کار می رود یعنی کسی که با امور به ظاهر زیبا تمام مردم دنیا را فریب دهد و شیفته ی خود کند. در روایات اسلامی آمده سالها قبل از ظهور یک جریان شیطانی  که البته رهبری با نام دجال هم دارد بر تمام دنیا حاکم می شود و کل سرنوشت و زندگی مردم دنیا را در اختیار خود می گیرد پیامبر اسلام در این مورد می فرماید:  هیچ پیامبری نبوده مگر اینکه امت خود را  از فتنه و فریب دجال در آخر زمان بیم داده ولی من چیزی (نشانه ای در مورد دجال) می گویم که هیچ پیامبری تا کنون نگفته بدانید او یک چشم دارد  و حال ما بعد از ۱۴۰۰ سال مشاهده می کنیم این نشانه ی تک چشم  در اکثر نقاط عمده و پراهمیت  تجاری ، نظامی، فرهنگی و دیگر نقاط دنیا به وضوح دیده می شود . حتی بر بالای برخی از ورودی های مترو در کشور خودمان و این نشان می دهد این سیستم شیطانی تسلط خود را بر تمام دنیا کامل کرده .  امام علی ع در مورد دجال می فرماید: دجال از مادری یهودی به دنیا می آید.  این سخن امام معنی کنایی دارد یعنی زیر بنای تفکر دجال تفکر قشر فاسد قوم یهود یا همان صهیونیسم بین الملل است یعنی تمام سران عمده و مشاوران سطح بالای این سیستم حاکمیت مرموز دنیا یهودی صهیونیسم  می باشند . البته اشتباه برداشت نشود این به معنی یهودی ستیزی نمی باشد بلکه مقصود همان قشر فاسد و بسیار قدرت طلب و برتری جوی یهود است که در قرآن نیز به شدت از آنها انتقاد شده نه عامه ی قوم یهود که انسانهای خیلی خوب و دانشمندان بزرگی چون انیشتین نیز داشته اند.. حال به اثبات این جریان شیطانی و حاکمیت آن بر دنیا می پردازیم چون  مسلم است دجال دشمن قسم خورده ی مهدی موعود و حضرت مسیح در آخر زمان می باشد و برای مقابله با او باید اورا بدرستی شناخت . در توضیح این امر باید گفت : که یک روشنفکر و محقق متعهد و مسیحی غربی به نام دکتر جان کلمن برای روشنگری و افشاگری بر علیه این سیستم شیطانی حاکم بر دنیا کتابی نوشته با نام   کمیته ی ۳۰۰ کانون توطئه های جهانی   در  مقدمه ی این کتاب نویسنده با قلمی شیوا و ادبی می نویسد که من قبلا افسر ارشد اطلاعاتی سرویس جاسوسی انگلیس  ام ای  سیکس  در یکی از کشورهای آفریقایی بودم یک زمانی بنا بر اعتمادی که به من داشتند اسناد طبقه بندی شده ای  از این سازمان در  اختیار من قرار دادند تا آنها را مرتب کنم  ومن بنا برکنجکاوی برخلاف انتظار آنها شروع به  مطالعه ی آنها نمودم وقتی همه ی آنها را مطالعه نمودم  هم به شدت خشمگین و هم بسیاری نادم و پشیمان شدم که چرا من باید برای سازمانی کار کنم که بر علیه همه ی کشورها و ملت‌های دنیا در حال توطئه و طراحی نقشه های شیطانی است  تا بشریت را به نابودی بکشاند. و از آن زمان تصمیم گرفتم با این سازمان همکاری نکنم و بر علیه آنها شروع به افشاگری کنم و البته آنها نیز مشکلات فراوانی برای من و خانواده ام  به وجود آوردند و زیان‌های  مالی و حیثیتی زیادی به من وارد کردند ولی من از راه خود منصرف نشدم . به هرحال این شخص متعهد و روشنفکر و باسواد که اتفاقا اعتقادت دینی و مسیحی عمیقی هم  دارد  کتاب های زیادی بر علیه این  تشکیلات شیطانی  به نام کمیته ی سیصد می نویسد  و تعداد تألیفات او در این مورد به بیش از بیست تالیف می رسد واز مشهورترین این کتاب‌ها    کتاب بسیار ارزشمند    کمیته ی ۳۰۰ کانون توطئه های  جهانی       است  در این کتاب دکتر توضیح می دهد که از حدود ۱۵۰ سال پیش یک تشکیلات عریض و طویل شیطانی  با درآمد نامشروع  قاچاق عمده ی مواد مخدر در دنیا شکل گرفته  که در  تمام  مراکز عمده ی سیاسی  نظامی و مالی و شرکت های بزرگ نفتی و رسانه های بزرگ و معتبر و فضای مجازی با  ثروت کلان خود نفوذ کرده و عملا با سرویس های جاسوسی در  سراسر دنیا  اختیار تمام حاکمیت های دنیا را به دست گرفته از قدرت های بزرگ چون آمریکا و انگلیس و روسیه و چین گرفته  تا کشورهای کوچک چون کشورهای خاورمیانه . و هدف این تشکیلات شیطانی نیز تسلط کامل بر دنیا و تشکیل حکومت واحد جهانی است . این سیستم در رسانه های رسمی با عناوین نظم نوین جهانی و یا سیاست جهانی شدن شناخته می شود .  و برای اجرای نقشه های شیطانی خود تمام کودتا و انقلابات ساختگی و جنگها ی منطقه ای و بین المللی را خود ایجاد و مدیریت می کند و ایجاد و تولید ویروس‌های  خطرناک چون کرونا نیز کار این تشکیلات مرموز شیطانی برای کنترل جمعیت دنیاست و نفوذ در حاکمیت های دنیا را و تعیین یا حذف مهره های کلیدی آنها را از طریق سرویس های جاسوسی در تمام کشورها که زیر نظر سرویس جاسوسی انگلیس یا   ام ای سیکس می باشد  انجام می دهد و این سرویس جاسوسی هم زیر نظر تشکیلاتی مخفی با نام باشگاه رم و این باشگاه نیز زیر نظر کمیته ی ۳۱۳ نفر ه از ثروتمند ترین و با نفوذترین خانواده های دنیا می باشند که اکثرا نیز یهودی صهیونیست می باشند و به این ترتیب پیش گویی قرآن کریم  در مورد قشر فاسد یهود در سوره اسرا یا بنی اسرائیل تحقق یافته که :  ای بنی اسرائیل شما دوبار در زمین فساد و برتری جویی بزرگی می کنید ...  به هرحال اینجا روشن می شود  که دقیقا مقصود از دجال آخر زمان در زمان ما همین کمیته ی ۳۰۰ نفره می باشد  که زیر نظر مستقیم   شیطان بر دنیا حاکمیت پیدا کرده  و جهان را به فساد و تباهی کشانده و پر از ظلم و جور کرده  و چرا تعداد  یاران امام زمان که البته مشاوران و وزرای اوهستند دقیقا ۳۱۳ نفر در روایات ذکر شده.  بهر حال برای روشنگری بیشتر این کتاب  بسیار ارزشمند که در تمام دنیا نیز اکنون انتشار آن ممنوع شده در اختیار طالبان حقیقت قرار می گیرد تا منتظران حقیقی در تمام کشورها و از جمله خاورمیانه نمایندگان دجال جهانی را که دهه هاست بر جان و مال و ناموس آنها تسلط پیدا کرده بشناسند و با شناخت صحیح مهدی موعود در زمان ما  و رهبری مستقیم  او آماده ی یک قیام جهانی  بر علیه این تشکیلات شیطانی در سراسر دنیا باشند.   به امید آن روز

در مورد ادعاهای احمد الحسن بصری نیز نیازی به این فحاشی ها نیست چون  این قبیل کارها تضاد کامل با موازین اخلاق اسلامی دارند  در رد ادعاهای ایشان به اندازه ی کافی دلایل عقلی و روایی موجود می باشد دلیل اول در رد ا ینکه ایشان ادعا می کنند فرزند امام مهدی عج می باشد این مطلب است که ما منکر وصیت نامه ی کتبی پیامبر در شب وفات و ذکر اوصیا و جانشینان وی از فرزندان امام علی ع و فاطمه س نیستیم و انکار اینکه پیامبر وصیتنامه ی کتبی  نداشتند را نمی پذیریم به دلیل اینکه وصیت کردن مومنان در هنگام مرگ طبق آیه ی صریح قرآن  واجب است و چون پیامبر خود اولین مسلمان و مومن می باشد پس  باید بیش از همه ملتزم و پایبند به این دستور الهی باشد پس قطعا وصیتنامه ی کتبی ایشان حقیقت دارد و جعلی نیست  ولیکن باید گفت همانگونه که علمای یهود و نصاری در کتب آسمانی خود دست بردند و کلمات آن را به نفع منافع دنیوی و هوی و هوس خود تغییر دادند شیادان دینی و برخی افراطیون نیز در وصیتنامه ی پیامبر ص دست بردند و سه چهار سطر آخر آن را بنا بر منافع دنیوی خود و یا تعصب به فرقه ی مذهبی خاص خود تغییر دادند و چنان که من در کتاب شناخت مهدی موعود حقیقی عج به تفصیل توضیح داده ام  این جملات سه چهار سطر آخر و کلمات آخر آن را چنان جابجا کرده اند تا عمدا به خواننده چنان تفهیم کنند که  نام فرزند مهدی احمد می باشد در حالی  پیامبر در حدیث صحیح دیگری در مورد قائم می فرماید که "در بین رکن و مقام با وی بیعت می کنند و سه نام دارد احمد، عبدالله، و مهدی " پس در اینجا مشخص می شود که مقصود از احمد در وصیتنامه نام خود مهدی موعود می باشد نه فرزند وی  که جناب احمد الحسن ادعا دارد که نام وی احمد و فرزند مهدی موعود می باشد اگر در اواخر وصیتنامه ی رسول اکرم دقیق شوید و اندکی با علم لغت و جمله بندی  جملات عربی و سیر منطقی کلام پیامبر آشنا باشید می فهمید که پیامبر در مورد مهدی موعود می فرماید " حسن بن علی هنگام وفات امامت را به مستحفظ از آل محمد واگذار می کند و بعد در ادامه برای توضیح و رفع ابهام در مورداین شخص که مستحفظ آل محمد است که خداوند اورا در آخر زمان برای قیام حفظ کرده و نگاه داشته می فرماید "او سه نام دارد احمد که هم نام من است و عبدالله که شبیه نام پدر من است و نام سومش مهدی است  بعد در ادامه با رعایت سیر منطقی کلام می فرماید که" و هنگام وفات مهدی باید امر امامت را به فرزندش که اولین مقربان است بسپارد و اینها دوازده امامند بعد از آن دوازده مهدی   و جالب است مخصوصا هرگز نام فرزند مهدی عج را به صورت واضح نمی گوید که حکمتی جالب دارد و آن اینکه در آینده ممکن است عده ای پیدا شوند و  با سواستفاده از نام پسر وی، خود را مثلا احمد و فرزند او به مردم معرفی کنند و ادعای نیابت کنند   همچنانکه در مورد نام پدر مهدی موعود نیز ما در روایات صحیح نداریم که به پیامبر و ائمه نام پدر مهدی موعود را به صراحت ببرند و تنها در یک مورد از روایت  امام  باقر می توان برداشت کرد که نام پدر مهدی موعود چه کسی بوده که در کتاب مذکور من توضیحات لازم  را داده ام و این نیز حکمتی جالب دارد تا در آینده نیز از نام پدر مهدی موعود سواستفاده نشود و مثلا کسی مخصوصا نام فرزند خود را  نام پدر مهدی که به فرض محال در روایات آمده  بگذارد و از پسرش هم بخواهد نام نوه اش را احمد یا محمد بگذارد و  به دروغ ادعای مهدویت کند بنابراین نام پدر مهدی نیز به وضوح در روایات صحیح اصلا تصریح نشده و اینکه اهل سنت ادعا دارند که نام پدر مهدی عبدالله است کاملا نادرست و غیر واقع است چون گفتیم پیامبر هم در روایات صحیح و هم در وصیت نامه فرموده که عبدالله یکی از نامهای خود مهدی است  نه پدرش و نمی شود  عبدالله هم نام مهدی و هم نام پدرش باشد و اتفاقا رجالی بزرگ شیعه حاج شیخ محمد تقی شیخ شوشتری در کتاب قاموس الرجال به صراحت ثابت می کند که این که نام پدر مهدی عج عبدالله است یک اضافه ی جعلی است و حقیقت ندارد  . و در مورد ادعای افراطیون شیعه نیز که می گویند نام پدر مهدی موعود امام حسن عسکری ع است نیز با دلایل عقلی و روایی در کتاب شناخت مهدی موعود حقیقی  ثابت کرده ام که اصولا مهدی موعود از نوادگان و ذریه ی امام حسن مجتبی است نه فرزند امام حسن عسکری ع و در زمان ما با دنیا می آید نه ۱۲۰۰ سال پیش بنابراین بر طبق این دلایل نام پدر مهدی موعود طبق باور منحرفین  شیعه نیز امام حسن عسکری نیست و بنابراین نام پدر وی که در زمان ما زندگی می کند مبهم و تا حد زیادی ناشناخته است و در هنگام ظهور و با ندای آسمانی و نیز توضیحات خود حضرت  در این مورد حقیقت امر مشخص خواهد شد .